حوادث

سارقین به دلیل عجله متوجه تلفن همراه وی در جیب کت او نشده و صراف یزدی با استفاده از تلفن موقعیت خود را به خانواده اعلام و نیروهای امدادی و پلیس در صحنه حاضر می شوند.

بر اساس بررسی هاي به عمل آمده توسط ماموران، به نظر مي رسد حدود ساعت دو و نيم عصر دیروز، شاگرد مغازه زرگری بعد از تعطيلي مغازه و زماني كه قصد سوار شدن خودرو را داشته است از سوي سارقان به حاشيه پاركينك كه بسيار خلوت بوده انتقال و به قتل مي رسد.

یک دستگاه خودروی پراید در جاده اردکان پس از واژگونی به دو نیم تقسیم شد به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان،  ساعت ۸:۳۰ امروز صبح ۳۰ تیر ماه ۹۵ در کیلومتر ۲۰ جاده نایین به اردکان یک دستگاه خودروی پراید از مسیر منحرف و واژگون شد. در این حادثه راننده ۲۵ ساله خودرو […]

دادستان عمومی و انقلاب شهرستان پردیس از دستگیری هنجارشکنان شب‌ قدر در باغ‌ویلایی در پردیس خبر داد.

چادر کهنه گُلدارش را عقب و جلو می‌کند و موهای خرمایی رنگش را می‌برد زیر چادر. «خانم حجابتو رعایت کن»؛ صدای مددیار از انتهای سالن می‌آید. دست‌ها به‌سمت روسری و چادرها می‌رود، هر کس به سمتی می‌رود، روی کاناپه‌های قهوه‌ای و کرم‌رنگ جا‌به‌جا می‌شوند، می‌روند، می‌آیند. «سکینه چرا نمی‌شینی؟ جا هست.»؛ همان مددیار تذکر می‌کرد. […]

رئیس پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات فرماندهی انتظامی استان همدان از شناسایی و دستگیری فردی که با سرقت گوشی تلفن همراه از طریق شبکه های اجتماعی و هک وای فای مدرسه مزاحمت ایجاد می کرد، خبر داد.

آخه باباجان، من به چه زبونی باید بگم که آمادگی ازدواج ندارم؟ اونم با کسی که این همه سال برام به مانند یه برادر بوده، آخه شما چرا این قدر خودخواه و یک دنده هستید؟ مگه برای یک ازدواج موفّق، نظر دختر شرط نیست؟! آن وقت شما با وجود این که می دونید جوابم منفیه، […]

از دوران کودکی درسم بسیار خوب بود وهمیشه شاگرد اول کلاس بودم و همیشه ایام آرزو داشتم که تحصیلات خود را ادامه داده وبرای این که فرد مفیدی برای خود وجامعه ام باشم، راهی دانشگاه بشوم تا این که سرانجام پس از گذراندن دوران دبیرستان وگرفتن دیپلم در کنکور شرکت کرده و سرانجام با تلاش های فراوان موفق شدم در دانشگاه و رشته مورد علاقه خود قبول بشوم.

در درگیری با اعضای گروهک تروریستی جیش العدل در منطقه خاش، ۵ تن از عوامل این گروهک به هلاکت رسیدند.

در که باز می‌شود و چشم دخترک به ما می‌افتد سریع دستش را به چادر سیاهش می‌برد، کمی آن را جلوتر می‌آورد تا روسری کرم‌رنگش عقب‌تر نرود. با دستکش‌های سیاهش محکم چادرش را می‌گیرد و به سمت ما می‌آید. نگاهم به سمت دست‌هایش می‌رود.