تاریخ : ۱۳ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۸:۴۸ - شناسه خبر : 1638 اخبار شهرستان، اخبار شهرستان1، اسلایدشو، گزارش

رسم «شونیمه ای» در شاه جهان آباد برگزار شد+ تصاویر

در یک صبح دل انگیز بعد از نماز صبح درب خانه ها به روی همه باز است. بچه ها از سنین کودکی تاحدود ۱۴ یا ۱۵ ساله کیسه به دست وارد خانه اهالی محل می شوند و اهالی هم شیرینی یا تنقلات و امثال آن را که از قبل تهیه کرده اند مانند نخود کشمش، خرما، انجیرخشک و… امروزی ها تنقلاتی پفک، بیسکوییت، کیک، نوشمک، ساندیس و … را به کودکان هدیه می دهند.

DSC_0007

به گزارش صدای میبد: چهاردهم شعبان یک روز قبل از میلاد با سعادت منجی عالم بشریت، بعد از اذان و نماز صبح محله شاه جهان آباد میبد تنها صبحی  است که در طول سال کمتر کسی خواب است از کودک دو سه ساله تا پیرمرد قد خمیده همه در تکاپو و جنب و جوش مراسم «شونیمه ای» هستند. این صبح تنها صبحی است که همه، خاطرات شیرینی از کودکی خود دارند.

در یک صبح دل انگیز بعد از نماز صبح درب خانه ها به روی همه باز است. بچه ها از سنین کودکی تاحدود ۱۴ یا ۱۵ ساله کیسه به دست وارد خانه اهالی محل می شوند و اهالی هم شیرینی یا تنقلات و امثال آن را که از قبل تهیه کرده اند مانند نخود کشمش، خرما، انجیرخشک و… امروزی ها تنقلاتی پفک، بیسکوییت، کیک، نوشمک، ساندیس و … را به کودکان هدیه می دهند.

برای تهیه گزارش از این رسم دیرینه صبح امروز (دوازدهم خرداد) ساعت حدود ۵ بامداد بعد از اقامه نماز صبح و در تاریکی شب به خیابان شهید محمدرضا زارعشاهی می روم. نرسیده به انتهای آن خیابان همراه با بچه ها وارد خانه «حاجی جان علی» می شویم او نماز صبح را خوانده بود و جلوی حیاط خانه به همراه فرزند بزرگش که محمدرضا نام دارد به بچه ها «شو نیمه ای» بیسکوییت موزی می داد. به او سلام کردم، به سختی شنید و جواب داد و با روی خوش و باز به ما هم تعارف کرد ما نیز برداشته و خوردیم.

این مرد سختی کشیده روزگار که چهره اش بیان گر آن است، خود را خان علی زارعشاهی معرفی می کند و می گوید مردم محل مرا به نام « حاجی جان علی » می شناسند.

این پیرمرد۸۰ ساله از دوران کودکی خویش و خاطراتش درباره این رسم برایمان می گوید. از لذت و شیرینی این رسم با چهره چروکیده و پیرش یاد می کند و شاد می شود گویی که او الآن در کودکی است و دارد « شو نیمه ای » می گیرد و می گوید امام زمان را از کودکی به خاطر این رسم شیرین می شناسم او که از دیدن ما مشتاق به حرف زدن شده از شو نیمه ای دوران کودکی خودش که گندم بوداده روی ساج (وسیله پخت نان در قدیم )، تنه (هسته) زرد آلو و کسی هم که پولدار تر بوده نخود کشمش، نقل و خرما می گوید. از خوب نبودن وضع مالی آن دوران نیز می نالد. او در پایان حرف هایش از این که می خواهند این رسم شیرین را جمع کنند ابراز ناراحتی کرده و می گوید زمان قدیم که اصلا وضع مالی خوبی نداشتیم  نگذاشتیم این رسم فراموش شود چرا حالا این حرف ها زده می شود؟

از خانه این نعمت و برکت محل بیرون می آییم و با هماهنگی قبلی به منزل حاجیه بی بی همسایه مسجد ابوذر محل می رویم نماز صبح را نشسته  خوانده بود و سجاده اش هنوز پهن بود و در حال «شونیمه ای» دادن بود. سلام ما را به گرمی پذیرفت و با گرمای مادرانه به ما هم تعارف کرد و با اشاره از ما تقاضای نشستن روی لَنده ( زیر اندازی که از پارچه های دور ریختنی درست می کردند ) قدیمی و تمیزی که انداخته بود کرد نشستیم و شیرینی که به ما تعارف کرده بود را خوردیم.

او این رسم را به خوبی به یاد دارد. کیسه ای که مادرش از پارچه های دور ریختنی برایش دوخته و در مورد « شونیمه ای» زمان خودشان که تنه زرد آلو، سنجد، تخمه، توت خشک، نخود کشمش، نقل و خرما می گوید و حتی از سختی شیرین کردن تنه (هسته) زرد آلویی که تلخ بوده نیز می گوید.

این پیرزن خندان و ۸۰ ساله که با همان روسری نمازش نشسته، می گوید تا زمانی که من یاد دارم و به گفته بزرگترهایمان این رسم از قدیم در محله محمود آباد و شاه جهان آباد بوده و در محمودآباد خیلی کم رنگ شده و فقط در محله ما هنوز این رسم وجود دارد. او می گوید شنیده که می خواهند این رسم خوب را به خاطر بهانه هایی جمع کنند چرا؟ او معتقد است که این رسم همان برات است. ( برات : درفرهنگ لغت به معنی نوشته ای که دولت به خزانه دار خود برای دریافت وجه حواله می کند و در عرف مردم همان خیرات ماه رجب و شعبان است)

سپیده دم و آسمان کمی روشن تر شده بر می گردیم و از خیابان شهید احمد زارعشاهی عبور می کنیم کوچه به کوچه بچه های قد و نیم قد و بزرگ جلوه دیگری به این محله داده است.

کودکی که زینب خانم نام دارد کیسه برنجی قرمز رنگ دشت زار که هم اندازه قد اوست به دنبال خود می کشد یا نوجوان دختری که دوست ندارد نامش برده شود دست نرگس خواهر ۷ ساله اش را گرفته و با دو کیسه برنجی زرد رنگ به در خانه ها می روند و «شو نیمه ای» می گیرند.

بچه ها این رسم را به نام امام زمان (عج) می شناسند. علیرضا کودکی ۳ ساله و شیرین زبان به زبانی ساده در پاسخ به سوال ما که کجا آمده ای می گوید «شو می» و دو تا هم  کفک (پفک) پن تا (پنج تا) موشمک (نوشمک) جمع کردم و یا فاطمه کودکی ۹ ساله که با خجالت و کم رویی در پاسخ به همان سوال می گوید به «شونیمه ای امام زمان » آمده ام. به کوچه های اطراف پایگاه علی ابن ابی طالب محله می رویم آسمان مهمان خورشید شده و بچه هایی که خسته از را ه رفتن کناری نشسته و استراحت می کنند.

خلیل زارعشاهی در خصوص این رسم می گوید به همه ما از کودکی امام زمان را با این رسم معرفی کرده اند. زمزمزه براندازی این رسم به گوش می رسد که این رسم قدیمی شده و باید جمع شود و یا بهانه های دیگر. چرا؟ مگر چهارشنبه سوری رسمی مذهبی است. آیا نشاط و شادابی آن از شیر تا پیر را شامل نمی شود. مگر خطرناک است.

این رسم به خاطر وجود نازنین امام حاضر و ناظر ماست پس به یاد همان صفا و سادگی دوران کودکی، همراه با آن عزیز غایب باشیم این رسم را حفظ کنیم و برای ظهور فرجش و نجات عالم از ظلم ظالمان دعا کنیم. « اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج »

خبرنگار: محمدحسن زارعشاهی/دانشجوی کاردانی خبرنگاری مرکز خبر میبد

DSC_0007 DSC_0027 DSC_0030 DSC_0031 DSC_0066 DSC_0071 DSC_0077 DSC_0078 DSC_0083 DSC_0085 DSC_0101 DSC_0108

اخبار مرتبط

نظرات ارسال شده

  1. باسلام این خبرتون روامروز دیدم رسم شونیمه ای نه فقط درشاهجهان آباد در محمودآبادهم مفصل تر برگزار میشود.برای درج خبر لطفابیشترتحقیق کنید. ممنون.

ارسال نظر